تأثیر جنگ بر کودکان | چگونه از سلامت روان کودک محافظت کنیم؟

تأثیر جنگ بر کودکان | چگونه از سلامت روان کودک محافظت کنیم؟
1405/06/24 بدون نظر 15 دقیقه 1

آنچه در این مطلب می خوانید :

جنگ تنها امنیت جسمی کودکان را تهدید نمی کند؛ بلکه می تواند بر احساس امنیت، سلامت روان، آموزش و زندگی روزمره آنها نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، گفت وگوی مناسب با کودک، محدود کردن مواجهه با اخبار، حفظ روتین روزانه و فراهم کردن فرصت هایی برای کتاب خوانی و بازی می تواند به حفظ آرامش و دنیای کودکانه او کمک کند.

جنگ با کودکان چه می‌کند؟ وقتی صدای جنگ به دنیای کودکانه می‌رسد

برای یک بزرگسال، جنگ ممکن است با اخبار، تصاویر، تحلیل‌های سیاسی و گزارش‌های روزانه تعریف شود؛ اما برای یک کودک، جنگ معنای دیگری دارد.

جنگ می‌تواند برای کودک یعنی صدایی که او را می‌ترساند، خانه‌ای که دیگر امن به نظر نمی‌رسد، مدرسه‌ای که تعطیل شده، دور شدن از یکی از اعضای خانواده یا حتی نگرانی ساده‌ای مثل اینکه «فردا چه اتفاقی می‌افتد؟»

کودکان معمولاً توانایی بزرگسالان برای درک و تحلیل اتفاقات پیچیده را ندارند. به همین دلیل، حتی زمانی که مستقیماً در معرض درگیری قرار ندارند، شنیدن اخبار، دیدن تصاویر خشونت‌آمیز یا نگرانی والدین می‌تواند بر احساس امنیت آنها تأثیر بگذارد.

در سال‌های اخیر، سازمان‌هایی مانند یونیسف بارها درباره پیامدهای جنگ بر سلامت روان، آموزش، امنیت و آینده کودکان هشدار داده‌اند. بیش از 473 میلیون کودک در جهان در سال 2024 در مناطق تحت تأثیر درگیری زندگی می‌کردند؛ رقمی که نشان می‌دهد جنگ برای میلیون‌ها کودک بخشی از واقعیت زندگی شده است.

جنگ فقط ساختمان‌ها را خراب نمی‌کند؛ احساس امنیت کودک را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد

یکی از مهم‌ترین نیازهای کودک، احساس امنیت است.

کودک باید بداند خانه جای امنی است، والدین از او مراقبت می‌کنند، می‌تواند به مدرسه برود، دوستانش را ببیند و برنامه‌ای قابل پیش‌بینی برای روزهای آینده داشته باشد.

جنگ می‌تواند این نظم را به‌هم بزند.

حتی تغییرات ساده‌ای مانند تعطیلی مدرسه، جابه‌جایی خانه، دور شدن از دوستان، تغییر برنامه روزانه یا شنیدن مداوم اخبار نگران‌کننده می‌تواند برای کودک استرس‌زا باشد.

یونیسف تأکید می‌کند که کودکان در شرایط جنگ علاوه بر خطرهای جسمی، با از دست دادن خانه، مدرسه، خدمات ضروری و احساس امنیت مواجه می‌شوند.

تأثیر جنگ بر سلامت روان کودکان

واکنش کودکان به شرایط بحرانی یکسان نیست.

بعضی کودکان ممکن است درباره اتفاقات سؤال‌های زیادی بپرسند، بعضی دیگر ساکت شوند و برخی کودکان رفتارهایی نشان دهند که والدین قبلاً در آنها ندیده‌اند.

ترس، نگرانی، بی‌قراری، مشکلات خواب، وابستگی بیشتر به والدین، کاهش تمرکز یا تغییر رفتار می‌تواند در شرایط استرس‌زا دیده شود.

قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض خشونت و بی‌ثباتی می‌تواند خطر مشکلات روانی را افزایش دهد و به همین دلیل حمایت روانی و اجتماعی از کودکان در مناطق درگیر جنگ اهمیت زیادی دارد.

البته هر واکنش کودک به معنای ابتلا به یک اختلال روانی نیست. کودکان می‌توانند واکنش‌های متفاوتی به یک اتفاق مشابه نشان دهند و بسیاری از آنها با حمایت مناسب به تدریج به شرایط عادی بازمی‌گردند.

چرا کودکان بیشتر از بزرگسالان تحت تأثیر جنگ قرار می‌گیرند؟

کودک هنوز در حال شکل دادن به مهارت‌های شناختی و عاطفی خود است.

او ممکن است نداند چرا جنگ اتفاق افتاده، چه زمانی تمام می‌شود یا چرا بزرگسالان نگران هستند.

گاهی کودک فقط بخشی از یک گفت‌وگوی بزرگسالان را می‌شنود و بقیه ماجرا را با تخیل خودش کامل می‌کند.

برای مثال، شنیدن جمله‌ای مانند:

«خیلی اوضاع خطرناک شده»

ممکن است در ذهن یک کودک به این معنا تبدیل شود:

«پس شاید دیگر خانه‌مان امن نباشد.»

به همین دلیل نحوه صحبت کردن بزرگسالان با کودکان در دوران بحران اهمیت زیادی دارد.

اخبار جنگ؛ چقدر باید به کودک بگوییم؟

در دنیای امروز، محافظت از کودک در برابر تمام اخبار تقریباً غیرممکن است.

تلویزیون، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی و حتی گفت‌وگوی دوستان می‌توانند اخبار جنگ را به اتاق کودک بیاورند.

اما این به معنی آن نیست که کودک باید تمام جزئیات جنگ را بداند.

بهتر است اطلاعات متناسب با سن و میزان درک کودک ارائه شود و از نشان دادن مداوم تصاویر خشن یا ترسناک خودداری شود.

به جای اینکه کودک ساعت‌ها در معرض اخبار باشد، والدین می‌توانند در یک زمان مناسب و با زبانی ساده به سؤال‌های او پاسخ دهند.

مهم‌تر از مقدار اطلاعات، این است که کودک احساس کند کسی هست که سؤال‌هایش را بشنود و از او مراقبت کند.

وقتی کودک می‌پرسد «آیا ما هم در خطر هستیم؟» چه بگوییم؟

یکی از سخت‌ترین سؤال‌ها همین است.

پاسخ مناسب به شرایط واقعی خانواده و میزان خطر بستگی دارد، اما بهتر است والدین از دادن وعده‌های مطلقی که نمی‌توانند تضمین کنند خودداری کنند.

به جای گفتن:

«هیچ اتفاقی نمی‌افتد.»

می‌توان گفت:

«می‌دانم که این اتفاق‌ها ترسناک هستند. ما مراقب هستیم و اگر شرایطی پیش بیاید، بزرگ‌ترها برای حفظ امنیت تو تصمیم می‌گیرند.»

این نوع پاسخ هم احساس کودک را نادیده نمی‌گیرد و هم اطلاعاتی متناسب با سن او ارائه می‌دهد.

بازی؛ زبان کودکان برای بیان ترس‌ها

کودکان همیشه نمی‌توانند احساسات خود را با کلمات توضیح دهند.

گاهی چیزی که نمی‌توانند بگویند، در بازی نشان می‌دهند.

ممکن است کودک با عروسک‌ها یک داستان بسازد، نقش دکتر یا امدادگر را بازی کند، خانه بسازد یا حتی یک اتفاق ترسناک را بارها در بازی خود تکرار کند.

بازی می‌تواند راهی برای پردازش تجربه‌ها و احساسات باشد.

به همین دلیل در شرایط دشوار، بازی کردن نباید یک فعالیت غیرضروری تلقی شود. بازی بخشی از دنیای طبیعی کودک است و می‌تواند به حفظ احساس عادی بودن زندگی کمک کند.

کتاب می‌تواند یک پناهگاه کوچک برای ذهن کودک باشد

در روزهایی که اخبار و اتفاقات نگران‌کننده ذهن کودک را پر کرده‌اند، کتاب می‌تواند فرصتی برای فاصله گرفتن از فضای اضطراب ایجاد کند.

خواندن یک داستان، حتی برای مدت کوتاه، کودک را وارد دنیایی می‌کند که قوانین آن را داستان تعیین می‌کند؛ دنیایی که می‌تواند در آن خنده، دوستی، ماجراجویی و امید وجود داشته باشد.

کتاب خواندن همچنین می‌تواند به ایجاد یک روتین روزانه کمک کند.

برای مثال، خواندن یک داستان قبل از خواب می‌تواند تبدیل به فعالیتی ثابت شود؛ حتی اگر سایر برنامه‌های روزانه به دلیل شرایط اضطراری تغییر کرده باشند.

چرا بازی‌های فکری در دوران بحران اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند؟

بازی فکری فقط سرگرمی نیست.

پازل، بازی رومیزی، معما و فعالیت‌های ساختنی می‌توانند کودک را برای مدتی از دنبال کردن اخبار و نگرانی‌های محیط اطراف دور کنند و ذهن او را درگیر یک فعالیت ملموس کنند.

کودک در یک بازی فکری باید:

  • تصمیم بگیرد؛

  • مسئله حل کند؛

  • منتظر نوبت خود بماند؛

  • شکست را تجربه کند؛

  • دوباره تلاش کند؛

  • با دیگران ارتباط برقرار کند.

در شرایطی که بسیاری از اتفاقات بیرونی خارج از کنترل کودک هستند، بازی می‌تواند یک فضای کوچک و قابل کنترل ایجاد کند؛ جایی که کودک بتواند انتخاب کند، بازی کند و نتیجه تصمیم‌های خودش را ببیند.

حفظ روتین؛ یکی از ساده‌ترین کمک‌ها به کودک

در شرایط جنگ یا بحران ممکن است همه چیز طبق برنامه قبلی پیش نرود.

اما هر مقدار از نظم روزانه که امکان حفظ آن وجود داشته باشد، می‌تواند برای کودک ارزشمند باشد.

مثلاً:

صبحانه → بازی یا فعالیت → مطالعه → زمان استراحت → بازی خانوادگی → داستان قبل از خواب

لازم نیست برنامه پیچیده باشد.

همین که کودک بداند «بعد از شام برایم داستان می‌خوانند» یا «عصر با هم بازی می‌کنیم»، می‌تواند بخشی از حس پیش‌بینی‌پذیری را به زندگی او برگرداند.

والدین هم باید مراقب اضطراب خود باشند

کودک فقط به حرف‌های والدین گوش نمی‌دهد؛ رفتار آنها را هم مشاهده می‌کند.

نگرانی، عصبانیت یا ترس شدید والدین ممکن است به کودک منتقل شود.

البته قرار نیست والدین احساسات واقعی خود را پنهان کنند. بزرگسالان هم حق دارند بترسند و نگران باشند.

اما بهتر است گفت‌وگوهای بسیار اضطراب‌آور، بررسی مداوم اخبار و تصاویر نگران‌کننده تا حد امکان دور از کودک انجام شود.

کودک باید بداند که بزرگسالان هم ممکن است نگران شوند، اما همچنان می‌توانند از او مراقبت کنند.

چه زمانی باید نگرانی کودک را جدی‌تر گرفت؟

اگر تغییرات رفتاری کودک شدید، طولانی یا مختل‌کننده زندگی روزمره باشد، بهتر است از متخصص سلامت روان کودک کمک گرفته شود.

برای مثال، تغییر قابل توجه و مداوم در خواب، ترس شدید، کناره‌گیری، مشکلات جدی در عملکرد روزانه یا واکنش‌هایی که با گذشت زمان بهتر نمی‌شوند، ارزش بررسی تخصصی دارند.

هدف از کمک گرفتن این نیست که کودک «ضعیف» تلقی شود؛ برعکس، حمایت به‌موقع می‌تواند به کودک کمک کند تجربه دشوار خود را بهتر پشت سر بگذارد.

کودکان به امید هم نیاز دارند

صحبت درباره جنگ نباید فقط درباره ترس و خطر باشد.

کودکان باید بدانند که در کنار اتفاقات سخت، انسان‌هایی نیز هستند که به یکدیگر کمک می‌کنند؛ خانواده‌ها از یکدیگر حمایت می‌کنند، معلم‌ها به کودکان کمک می‌کنند، پزشکان و امدادگران تلاش می‌کنند و بسیاری از مردم برای بازگرداندن زندگی عادی تلاش می‌کنند.

یونیسف نیز در رویکردهای خود بر حمایت از آموزش، خدمات اجتماعی و سلامت روان کودکان در شرایط بحران تأکید دارد.

این پیام ساده برای کودک مهم است:

دنیا فقط آن چیزی نیست که در اخبار می‌بینیم.

شاید مهم‌ترین کاری که می‌توانیم برای کودکان انجام دهیم، حفظ کودکی آنها باشد

جنگ ممکن است بسیاری از برنامه‌های روزمره را تغییر دهد، اما هرجا که امکانش وجود دارد، باید بخشی از دنیای کودکانه حفظ شود.

یک داستان قبل از خواب.

یک بازی خانوادگی.

یک نقاشی.

یک پازل.

یک گفت‌وگوی آرام.

یک آغوش.

این فعالیت‌ها شاید در نگاه اول بسیار ساده باشند، اما برای کودکی که دنیای اطرافش ناگهان پر از سؤال و نگرانی شده است، می‌توانند معنای بزرگی داشته باشند.

کودکان به جنگ نیاز ندارند؛ به امنیت، محبت، بازی، آموزش و امید نیاز دارند.

و شاید در روزهایی که جهان برای آنها بزرگ و ترسناک به نظر می‌رسد، یک کتاب خوب و یک بازی ساده بتواند گوشه کوچکی از همان دنیای امن کودکی را دوباره بسازد.


نظرات شما

لطفا صبر کنید