"و شاید سرنوشت اینگونه بود که دمی از زندگیاش را مونس تو باشد."
شبهای روشن، روایتی عاشقانه از فیودور داستایوفسکی، نگاشتهشده در سال 1848، در آغازین روزهای نویسندگیاش. در این داستان، راوی خیالباف و بینامی که سالهاست در خیابانهای سنپترزبورگ پرسه میزند، هر خانهای را چون دوستی آشنا میشناسد و برای هر کدام قصهای میبافد، به طور اتفاقی با دختری آشنا میشود و در گذر چهار شب، اسیر عشقی پرشور میگردد...
“شبی بود شگفتانگیز، شبی از آن شبها که تنها وقتی جوان هستیم ممکن است پیش آید، ای خوانندهٔ عزیز. آسمان آنقدر پرستاره و درخشان بود که آدمی با نگریستن به آن بیاختیار از خود میپرسید آیا زیر چنین آسمانی ممکن است آدمهای خشمگین و کجخلق زندگی کنند؟”
| نویسنده | فئودور داستایفسکی |
|---|---|
| مترجم | فرید مرادی |
| ناشر | قدیانی |
| سال انتشار | 1403 |
| تعداد صفحه | 108 |
| قطع | پالتویی |
| شابک | 9786000822934 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.