نمایشنامهٔ «رقص کاغذپارهها» نوشتهٔ محمد یعقوبی، که نخستینبار در سال 1377 نگاشته و همان سال در جشنوارهٔ تئاتر فجر به روی صحنه رفت، نقطهٔ عطفی در کارنامهٔ این نمایشنامهنویس و کارگردان است و یکی از آثار برجستهٔ دههٔ هفتاد تئاتر ایران به شمار میرود. پس از موفقیت «زمستان 66»، این اثر با جسارت در فرم، روایت و نگاه انتقادی، گام تازهای در کاوش روابط انسانی، زبان و ساختار برداشت.
داستان در فضای محدود یک سوئیت هتل در بندر انزلی میگذرد و از همین مکان ثابت، جهانی چندلایه میسازد. روایت اصلی بر رابطهٔ نویسندهای تمرکز دارد که قطعاتی از نمایشنامههایش را برای همسرش میخواند؛ زنی که با پاره کردن دو اپیزود و پرتاب کاغذپارهها از پنجره، کنشی فعال و نمادین انجام میدهد. این عمل نه تنها متون، بلکه رابطه را از ایستایی بیرون میکشد و به بحران و بازنگری میرساند. در ظاهر، اثر مجموعهای از اپیزودهای مستقل به نظر میرسد، اما زیر این ساختار پراکنده، گفتوگویی پیوسته میان زن و مرد جریان دارد و زن با نوشتههای مرد مواجه میشود.
یعقوبی با فرم اپیزودیک، فرصتی برای نمایش تجربههای متنوع، سوءتفاهمها و تردیدهای زن و مرد فراهم میکند. زن – با نامهایی چون آهو یا شیوا – حضوری فعال دارد و با پاره کردن کاغذها، تعادل قدرت را برهم میزند. مرد، نویسنده، از طریق خردهروایتها تلاش میکند عشق، گذشته و زندگی مشترک را بازنویسی کند؛ تلاشی که گاهی به بنبست و گاهی به صمیمیت میرسد. زبان اثر صمیمی و روزمره است و دیالوگها ترکیبی از طنز، اعتراف و خشونت عاطفی. اپیزودهایی چون «ماه عسل»، «مرسی به خاطر ساندویچها» یا «روز دروغ»، همچون آیینههایی کوچک، تصویر بزرگتری از رابطهٔ مدرن، بحران ارتباط و آسیبپذیری انسانی میسازند.
یکی از ویژگیهای برجستهٔ اثر، آزادی در ترتیب اپیزودهاست؛ یعقوبی تأکید کرده که میتوان بخشهایی را جابهجا یا حتی حذف کرد، بدون آسیب به جوهرهٔ روایت. این انعطاف، هر اجرا را به تجربهای نو تبدیل میکند و نشاندهندهٔ سیالیت روابط است. طراحی صحنهٔ ثابت و اجرای بازیگرانی چون پانتهآ بهرام، امیر جعفری و هومن برقنورد، به عمق و محبوبیت اثر افزود و آن را به موضوعی زنده در نقد تئاتر ایران بدل کرد.
«رقص کاغذپارهها» در نهایت، نمایشی دربارهٔ رابطه، بحران، گفتوگو و سکوت است؛ دربارهٔ نویسندگی و آزادی زن در برابر متنی مردانه. این اثر با طنز و تلخی، مخاطب را به مواجههٔ صادقانه با ترسها و امیدهای زندگی مشترک دعوت میکند و نشانهای از مسیر یعقوبی در آثار بعدیاش، همچون کاوش عمیقتر در روابط انسانی.
«مرد: این قسمت رو گوش کن... خیلی خوبه.
زن: خوبه؟ بعدش چی؟ بازم من قراره فقط گوش بدم؟ (کاغذها رو پاره میکنه و از پنجره پرت میکنه) حالا برقصید، کاغذپارهها!»
| نویسنده | محمد یعقوبی |
|---|---|
| ناشر | افراز |
| سال انتشار | 1393 |
| تعداد صفحه | 72 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9789642436323 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.