«سنگ، سین آخر»، رمانی از کیوان ارزاقی، نویسندهای که با آثاری چون «سرزمین نوچ» و «بینازنین» شناخته میشود، روایتی صمیمی و پراحساس از روابط انسانی، رازهای پنهان و لحظات روراستی در زندگی روزمره است. این اثر، با زبانی ساده و نزدیک به گفتار، خواننده را به فضایی میبرد که در آن شخصیتها در شبهای خاص، مانند سیام اسفند، دلشان را باز میکنند و قول فراموشی میگیرند تا سال نو، همه چیز را از نو آغاز کنند. ارزاقی در این رمان، با نگاهی ظریف به جزئیات زندگی، تصویری واقعی از آدمهای معمولی و لحظههای سرنوشتسازشان ارائه میدهد.
«روی زانو مینشیند و میگوید: «امشب سیام اسفنده و من هم میخوام باهات روراست باشم.» از روی زمین سیگارش را برمیدارد، پک میزند و دوباره روی سنگ کوچکی میگذارد. سرش را بالا میآورد و میگوید: «قول میدی هر چی امشب شنیدی، فردا، همین که سال نو شد، یادت بره؟ شتر دیدی، ندیدی!»»
| نویسنده | کیوان ارزاقی |
|---|---|
| ناشر | ثالث |
| سال انتشار | 1401 |
| تعداد صفحه | 242 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9786004056533 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.