کریتر کوچولو توی پیادهرو قدم میزد که یهو چشمش به یه سکهی براق افتاد. خم شد، برش داشت و با خوشحالی گفت: «وای! سکهی شانس! امروز بهترین روز زندگیمه!»
اولش انگار راست میگفت؛ بادبادکش بالا رفت، بستنیاش دو اسکوپ شد، حتی توپش دقیق رفت تو سبد! ولی یهو همهچیز عوض شد… بادبادکش گیر کرد به درخت، بستنی افتاد زمین، بارون گرفت و خیسِ خیس شد، حتی کفشش هم پاره شد!
کریتر دلش گرفت. نشست روبهروی سکه و اخم کرد: «تو سکهی بدشانسیای!» بعد سکه رو پرت کرد تو جوی آب و رفت خونه گریهکنون.
فردا صبح، وقتی آفتاب زد، کریتر دوباره رفت همونجا. دید یه بچهگربه کوچولو داره با همون سکه بازی میکنه و از خوشحالی جیغ میکشه! کریتر لبخند زد و با خودش گفت: «شاید شانس و بدشانسی اصلاً توی سکه نباشه… شاید توی این باشه که امروز بتونم یکی دیگه رو خوشحال کنم.»
این کتاب ناز و پرمعنا با تصاویر رنگارنگ و ساده، به بچهها یاد میده که شانس واقعی، مهربونی و نگاه کردن به دنیا با قلب بازه، نه یه تکه فلز براق.
«کریتر سکه رو به گربهه داد و گفت: "این مال تو، امیدوارم امروزت پر از شانس باشه!" گربهه میو کرد و کریتر خندید… و اون روز، واقعاً بهترین روز زندگیش شد.»
| نویسنده | مرسر مایر |
|---|---|
| مترجم | هایده کروبی |
| ناشر | فنی ایران - نردبان |
| سال انتشار | 1402 |
| تعداد صفحه | 24 |
| قطع | خشتی |
| شابک | 9786004773362 |
| نوع جلد | شومیز |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.