متن پشت جلد:
جریان هوایی که دورم میپیچید را حس کردم، اما چشم از ماه برنداشتم صدای زمزمه آزاده در صدای باد قطع شد اما آرام آرام مه غلیظی ماه را پوشاند. جریان دورم کم شد و صدای آزاده دوباره شنیده شد. البرز گفت: «ماه مه آلود شده!
آزاده ساکت شد و گفت: «امکان نداره!
همچنان به ماه نگاه میکردم هرچند حال دیگر کاملاً پشت ابرها پنهان شده بود سرم را پایین آوردم و به آزاده نگاه کردم از ماه چشم برداشت با ترس بلند شد و یک قدم عقب رفت، زمزمه کرد: اون نمیذاره...
البرز پرسید: «کی؟»
صدایی رسا و بلند گفت: «من»
همه به سمت صدا برگشتیم گلبرگ چند قدمی ما بین زمین و هوا ایستاده بود و بالهایش آرام تکان می خورد. زری و چند پری دیگر هم در اطرافش بودند. رو به البرز :گفت طلسم جفتت تا ابد باهاش میمونه تا هیچ کس سعی نکنه منو دور بزنه!
| نویسنده | پونه سعیدی |
|---|---|
| ناشر | موج |
| سال انتشار | 1403 |
| تعداد صفحه | 230 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9786226826846 |
| ژانر | فانتزی |
| نوع جلد | شومیز |
| رده سنی | 14 سال به بالا |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.