«وگی یک شب که خوابید توی خواب دوچرخه دید» نوشتهٔ جاناتان لاندن با تصویرگری فرانک رمکیویچ و ترجمهٔ ناصر کشاورز از نشر افق، یکی از پرهیجانترین و دلگرمکنندهترین جلدهای مجموعهٔ «وگی» است که همهٔ بچهها را وسط حیاط و روی دوچرخهٔ نو میبرد.
وگی یک دوچرخهٔ قرمزِ براق گرفته، اما پاهاش هنوز به رکاب نمیرسه درست و هر بار که میخواد راه بیفته، یا میافته یا میترسه. اولش اخم میکنه و میگه «دیگه نمیخوام!» ولی مامان با لبخند میگه «اشکال نداره، دوباره امتحان کن». بعد از کلی زمین خوردن و خنده و دوباره بلند شدن، یهو تعادلش درست میشه و وگی مثل باد میره جلو و داد میزنه «نگاه کن مامان! من بلدم!»
کتابی پر از صدای زنگ دوچرخه و خندهٔ بلند که به بچهها یاد میده افتادن بخشی از یاد گرفتنه و وقتی ادامه بدی، بالاخره میتونی مثل باد برونی.
«دوچرخهٔ قرمز! یوهووو! رکاب بزن... اوپس افتادم! دوباره... اوخ دوباره! مامان میگه اشکالی نداره وگی جان یه بار دیگه... وایyyy! دارم میرم! خودم! وگی حالا دوچرخهسواره!»
| نویسنده | جاناتان لاندن |
|---|---|
| مترجم | ناصر کشاورز |
| ناشر | افق |
| سال انتشار | 1402 |
| تعداد صفحه | 28 |
| قطع | خشتی |
| شابک | 9786003533080 |
| نوع جلد | شومیز |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.