سلستین یه موش کوچولو و کنجکاوست و ارنست یه خرس بزرگ، قهوهای و مهربونِ خیلی خیلی بزرگ! اولین بار که همدیگه رو دیدند، سلستین یه کم ترسید؛ چون همه بهش گفته بودند «خرسها بدجنسن!» ولی ارنست فقط لبخند زد، یه شاخه توت بهش داد و گفت: «من فقط خرسِ گرسنهام، نه خرس بد!»
از اون روز به بعد، این دو تا جونجون هم شدن. سلستین روی شونهی ارنست مینشیند و آواز میخونه، ارنست هم سبد پیکنیک رو برمیداره و با هم میرن جنگل، کنار رودخونه، زیر آسمون ستارهدار… هر جا که برن، با هم میخندن، با هم بازی میکنن، با هم خواب میبینن و مهمتر از همه، با هم هستن.
حتی وقتی سلستین یه کم لجبازی میکنه یا ارنست خسته میشه، بازم میدونن که هیچوقت همدیگه رو تنها نمیذارن. چون دوستیشون یه جور خاصه؛ یه دوستی که از تفاوتها نمیترسه، از بزرگی و کوچیکی، از خرس بودن و موش بودن… فقط قلبشون به هم وصله.
کتابهای ارنست و سلستین، پر از همین لحظههای کوچیک و جادوییه؛ لحظههایی که به بچهها نشون میده بهترین دوستای دنیا گاهی اوناییان که از همه متفاوتترن.
«سلستین به ارنست تکیه داد و آروم گفت: "تو با اینکه خیلی بزرگی، قلبِت از همه کوچیکتر و مهربونتره!" ارنست خندید و جواب داد: "و تو با اینکه خیلی کوچیکی، قلبِت از همهی جنگل بزرگتره!"»
| نویسنده | گابری یل ونسان |
|---|---|
| مترجم | احسان کرم ویسی |
| ناشر | پرتقال |
| سال انتشار | 1401 |
| تعداد صفحه | 28 |
| قطع | خشتی |
| شابک | 9786004627764 |
| نوع جلد | شومیز |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.