جهاندختم

5 / 0 0 نظر
اشتراک گذاری
این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!
کپی کردن لینک
  • آهسته کنارم نشست. نگاهش را به من دوخت و من نگاهم را به سمت سیب های رقصان روی آب کشاندم. 

    آرزوی امسالت رو بهم نگفتی اما من آرزوم رو بهت می گم جهاندخت.. به چشمان کشیده ام زل زد و من سر به زیر انداختم از نفس گیری چشمانش.

    می دونی آرزوی من چیه؟ آرزوی من اینه که صاحب گردنبد فروهر توی گردنت بشم.

    نفس در سینه ام حبس شد. صدای مردانه ی خش دارش قلبم را به لرزه درآورده بود و من آرزوی امسالش بود؟!

  • کتاب
    نویسندهزهرا یزدانی
    ناشرشقایق
    شابک9789642162505
  • هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.