«راز رخشید برملا شد»، رمانی عاشقانه نوشتهی علی سلطانی، روایتی است پرتعلیق از رازی پنهان میان عاشق و معشوق – علی و رخشید. این اثر که با استقبال گستردهی مخاطبان روبهرو شده و در مدت کوتاهی به چاپ بیستم رسیده، با بهرهگیری فراوان از فلاشبکها پیش میرود تا در پایان، نوری بر راز سربهمهر بتاباند. تعلیق مداوم، ویژگی برجستهی داستان است که عطش خواننده را تا واپسین صفحات حفظ میکند. فضاسازی رئالیستی و شخصیتهایی باورپذیر و نزدیک به زندگی واقعی، از دیگر عوامل جذابیت اثرند که پیوندی عمیق میان مخاطب و داستان پدید میآورند.
نویسنده دربارهی حالوهوای کتاب میگوید: «از آنجا که علاقه دارم قصه به زندگی واقعی شباهت داشته باشد، این داستان نیز رئال است؛ بخشی از آن جریان سیال ذهن دارد و آدمها شخصیتهایی آشنا در جامعهاند که در موقعیتهای دراماتیک قرار میگیرند. مخاطب در جریان داستان، مدام با شخصیت اصلی و دیگر کاراکترها مواجه میشود و داستان را قضاوت میکند.»
«شب بود و خیابانهای تهران زیر باران نمنم خیس شده بودند. علی پشت فرمان نشست و به عقب نگاه کرد؛ به روزهایی که رخشید کنارش مینشست و با خنده میگفت «رازت رو یه روز برملا میکنم». حالا فقط سکوت بود و سایهی همان راز که مثل بختک روی دلش سنگینی میکرد.»
| نویسنده | علی سلطانی |
|---|---|
| ناشر | نیماژ |
| سال انتشار | 1398 |
| تعداد صفحه | 189 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9786003675339 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.