این متن، تأملی عمیق و دلنشین بر گذرا بودن زندگی است؛ یادآوریای که ما را به قدر دانستن لحظههای اکنون فرا میخواند و از حسرتهای انباشتهشده بر فرداهای دور و آرزوهای نهفته در دل میگوید. با نثری شاعرانه و پر از احساس، خواننده را به سوی باور به امروز و فرصت بیهمتای عاشقی هدایت میکند، پیش از آنکه زمان به پایان رسد.
«تا چشم باز کردیم و دنیا را دیدیم، وقت رفتن بود. تا خواستیم عاشقی را یاد بگیریم، نوبت جدایی رسیده بود... ما قدر زندگی را ندانسته به مرگ رسیدیم... روزها از پی هم گذشتند و ما همیشه به بهای فرداهای دور، از امروزمان گذشتیم... چقدر غرور... چقدر نخوت... چقدر سستی... چقدر رویا اما در خواب... چقدر دوستت دارم، اما در دل چقدر آرزو اما در خیال... چقدر فرصت، اما افسوس... اینجا پایان راه است... زندگی فرصت بیتکرار است... همین امروز را باور کن... فردا دیر است... اکنون نوبت عاشقی است...»
| نویسنده | مهرنوش صفایی |
|---|---|
| ناشر | نسل نواندیش |
| سال انتشار | 1393 |
| تعداد صفحه | 472 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9789644126802 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.