همراه بابام رفتیم اردو! بابا رانندگی کرد چون من هنوز خیلی کوچولوام، ولی باور کن کلی کار بلدم! چوب جمع کردم، سنگها رو کنار زدم، حتی به بابا کمک کردم میلههای چادر رو جا بزنیم. بابا گفت: «وای کریتر، تو بهترین دستیار دنیایی!»
همهچیز عالی بود؛ آتیش روشن شد، مارشمالو کباب کردیم، ستارهها رو شمردیم… تا اینکه شب شد و وقت خواب رسید. بابا گفت: «بیا بریم تو چادر بخوابیم.» من ذوق کردم و پریدم تو کیسهخوابم… ولی یهو یه صدای «ویژژژژ» بلند شد و چادر یهو کج شد و… بوم! همهچیز ریخت رو سرمون!
بابا اول جا خورد، بعد شروع کرد به خندیدن. منم خندیدم. معلوم شد من زیادی پریدم و یه میلهی چادر دراومده! بابا گفت: «اشکالی نداره قهرمان من، همین که با هم هستیم بهترین اردوی دنیاست.» بعد با هم دوباره چادر رو درست کردیم، زیر ستارهها دراز کشیدیم و تا صبح حرف زدیم و خندیدیم.
اون شب فهمیدم اردو فقط چادر و آتیش نیست… اردو یعنی با بابا بودن، با هم خندیدن، حتی وقتی همهچیز یه کم بههم میریزه!
«کریتر به ستارهها نگاه کرد و آروم گفت: "بابا، بهترین اردوی زندگیم بود!" بابا بغلم کرد و گفت: "مال منم کریتر… مال منم."»
| نویسنده | مرسر مایر |
|---|---|
| مترجم | هایده کروبی |
| ناشر | فنی ایران - نردبان |
| سال انتشار | 1402 |
| تعداد صفحه | 24 |
| قطع | خشتی |
| شابک | 9786004773379 |
| نوع جلد | شومیز |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.