مامانم گم شده! / ماجراهای کریتر

5 / 0 0 نظر
اشتراک گذاری
این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!
کپی کردن لینک
  • من و مامانم رفته بودیم مرکز خرید بزرگ. همه‌جا پر از آدم بود، کیسه‌های رنگی، بوی شیرینی و صدای بلندگو… یه لحظه دست مامان رو ول کردم تا یه بادکنک قرمز رو ببینم، برگشتم… مامان نبود!

    اول دلم هری ریخت پایین. چشمام پر شد، می‌خواستم های‌های گریه کنم. ولی یهو یاد حرف مامان افتادم که همیشه می‌گفت: «اگر گم شدی، گریه نکن، برو پیش یه مغازه‌دار خانم یا آقایی که لباس فرم داره و بگو مامانت رو گم کردی.»

    نفس عمیقی کشیدم، اشکام رو پاک کردم و رفتم توی نزدیک‌ترین مغازه‌ی اسباب‌بازی‌فروشی. به خانم فروشنده با صدای لرزون گفتم: «سلام… مامانم گم شده، می‌شه کمکم کنید؟» خانم مهربون فوری دستم رو گرفت، رفت پشت بلندگو و گفت: «مامان کریتر کوچولو لطفاً بیاد بخش اسباب‌بازی، بچه‌ش منتظرته!»

    دو دقیقه بعد، مامان با سرعت دوید تو مغازه، منو محکم بغل کرد و گفت: «خدای من، چقدر نگران شدم!» منم خندیدم و گفتم: «من گریه نکردم مامان! خودم پیدات کردم!» مامان اشک تو چشماش بود، ولی لبخندش از همه‌ی مغازه بزرگ‌تر بود.

    اون روز فهمیدم که اگه یه کم شجاع باشم و به حرفای مامان گوش بدم، حتی تو شلوغ‌ترین جای دنیا هم می‌تونم راه خونه رو پیدا کنم… چون مامان همیشه پیدام می‌کنه و منم همیشه پیداش می‌کنم.

    «مامان پیشونیم رو بوسید و گفت: "تو شجاع‌ترین بچه‌ی دنیایی!" منم خندیدم و گفتم: "فقط چون تو بهترین مامان دنیایی!"»

  • کتاب
    نویسندهجینا مایر، مرسر مایر
    مترجمهایده کروبی
    ناشرفنی ایران - نردبان
    سال انتشار1402
    تعداد صفحه24
    قطعخشتی
    شابک9786004772402
    نوع جلدشومیز
  • هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.