نفس

5 / 0 0 نظر
اشتراک گذاری
این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید!
کپی کردن لینک
  • «نفس»، رمانی از نرگس آبیار – فیلمساز برجسته‌ای که این اثر را نیز به فیلمی سینمایی بدل کرده و مورد استقبال قرار گرفته – روایتی است از روزمرگی‌های دختری نوجوان و خیال‌پرداز به نام بهار. داستان دو سال از زندگی او را در فاصله‌ی انقلاب و جنگ در بر می‌گیرد؛ جایی که بهار می‌کوشد جهان را با خیال خویش بیامیزد و آن‌گونه که دلش می‌خواهد ببیند. خط اصلی، بازیگوشی‌های او در خانه، مدرسه، سفر و زمین بازی است؛ همه از زاویه‌ی دید کودکانه‌اش. بهار، فرزند دوم خانواده‌ای شش‌نفره، در خانه‌ای محقر در دشتی دورافتاده نزدیک روستای «ولدآباد» زندگی می‌کند؛ بدون آب و برق، با پدری بیمار از تنگی نفس، برادر بزرگ‌تر و کوچک‌تر، خواهرش مریم و مادربزرگ پدری – ننه‌آقا – که پس از مرگ مادر، با مهربانی سخت‌گیرانه از آن‌ها مراقبت می‌کند. نویسنده با لحنی شوخ و کودکانه، تلخی زندگی را به دل می‌نشاند؛ تلخی‌ای که با بمباران تهران در پایان، جانکاه می‌شود.

    آبیار در آغاز هر بخش، شرحی کوتاه از صحنه می‌دهد تا خواننده را برای ورود به روایت بهار آماده کند؛ تکنیکی که مونولوگ‌ها را از خستگی می‌رهاند و ریتم مناسب، همراهی را آسان می‌کند. «نفس»، داستانی خواندنی اما تلخ است که زبان و لحن بهار، خواننده را جذب و با جهان او همراه می‌سازد.

    «خانه‌ی ما نزدیکی‌های ولدآباد است. توی دشتی که نه آب دارد، نه برق. بابایم آن‌جا یک خانه‌ی درپیت ساخته، چون هیچ‌چیزش درست و حسابی نیست. در و پنجره‌هایش زنگ زده و یک اتاق‌مان شیشه ندارد. فقط جای هر پله یک آجر داریم که پای‌مان را روی آن می‌گذاریم و بالا می‌رویم.»

  • کتاب
    نویسندهنرگس آبیار
    ناشرنیماژ
    سال انتشار1400
    تعداد صفحه136
    قطعرقعی
    شابک9786003670372
    نوع جلدنرم
  • هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.