«وگی تنها با خودش تو روز تولدش» یکی دیگر از ماجراهای شیرین و پرشور مجموعهی محبوب «وگی» نوشتهی جاناتان لاندن است. این بار وگی کوچولو که تولدش نزدیک شده، با هیجان فراوان میخواهد همهی دوستهایش را به جشن دعوت کند؛ اما دعوت کردن برای یک بچهقورباغهی پرجنبوجوش به این سادگیها نیست!
وگی با نقشههای عجیب و غریبش سعی میکند همه را خبر کند، اما مثل همیشه همهچیز کمی بههمریخته و خندهدار میشود. تصاویر رنگارنگ و پر از جزئیات فرانک رمکیویچ هم دقیقاً همان شلوغیِ بامزه و احساس گرم جشن تولد را به بچهها منتقل میکند. این کتاب به کودکان نشان میدهد که مهمترین بخش تولد، بودن کنار دوستان و شادی با هم است، حتی اگر همهچیز کامل و بینقص پیش نرود.
«وگی چشمهاتو ببند!» داستانی گرم و دلنشین دربارهی دوستی، هیجان تولد و لذت با هم بودن است که بچههای خردسال عاشقش میشوند و بزرگترها هم با لبخند آن را ورق میزنند.
«وگی با یک نفس عمیق گفت: "خب، همه گوش کنین! شنبه تولدمه، همه بیان خونهمون کیک بخوریم و بازی کنیم!" بعد پرید توی آب و داد زد: "فقط یادتون باشه هدیههای گندهگنده بیارین!" دوستانش خندیدند و گفتند: "وگی! مگه هدیه مهمتر از خودت نیست؟" وگی چشمهاشو تنگ کرد و با خنده گفت: "خب... شاید یه کم!"»
| نویسنده | جاناتان لاندن |
|---|---|
| مترجم | ناصر کشاورز |
| ناشر | افق |
| سال انتشار | 1402 |
| تعداد صفحه | 28 |
| قطع | خشتی |
| شابک | 9786003533134 |
| نوع جلد | شومیز |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.