بیشتر مردم زندگی نمی کنند فقط با هم مسابقه ی دو گذاشته اند. می خواهند به هدفی در افق دوردست برسند.
ولی در گرماگرم رفتن آن قدر نفسشان بند می آید و نفس نفس می زنند که چشم شان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن می گذرند نمی بینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان می افتد و می بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمی کند به هدفشان رسیده اند یا نرسیده اند.
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.