مجموعه «بهترین داستانهای کوتاه همینگوی» شامل گزیدهای از برترین داستانهای کوتاه ارنست همینگوی است؛ نویسندهای که شیوه صریح و موجز او در داستاننویسی، در دوران خود بسیاری از نویسندگان جوان را مجذوب کرد. این کتاب بخشی از مجموعه چهارجلدی بهترین داستانهای کوتاه نشر نگاه به انتخاب و ترجمه احمد گلشیری است که سه جلد دیگر آن به داستانهای کوتاه جیمز جویس، گابریل گارسیا مارکز و آنتوان چخوف اختصاص دارد.
همینگوی نویسندهای است که تقریباً همه داستانهایش به طور مشخص از تجربیات و علایق شخصی او الهام گرفتهاند؛ شاید یکی از رازهای موفقیت او همین باشد: او از چیزهایی مینویسد که با پوست و استخوان تجربهشان کرده و به همین دلیل، شناخت کامل و عمیقی از آنها دارد. ناآشنایی با بیوگرافی و زندگی پرفرازونشیب همینگوی چیزی از جذابیت داستانهای او کم نمیکند، اما بیشک شناخت آن بر لذت مطالعه آثارش میافزاید و شاید برای درک گوشه و کنایههای پنهان در لایههای زیرین برخی نوشتههایش ضروری باشد.
«نه سایهای بود و نه درختی؛ و ایستگاه، میان دو ردیف خطآهن، زیر آفتاب قرار داشت. در یک سوی ایستگاه سایه گرم ساختمان افتاده بود و از در باز نوشگاه پردهای از مهرههای خیزران به نخ کشیده آویخته بود تا جلو ورود پشهها را بگیرد. دختر و مرد آمریکایی پشت میزی در سایه، بیرون ساختمان، نشسته بودند. هوا خیلی گرم بود و قطار اکسپرس از بارسلون نیم ساعت دیگر میآمد. دو دقیقه در این ایستگاه تقاطع توقف میکرد و بعد به مادرید میرفت.»
| نویسنده | ارنست همینگوی |
|---|---|
| مترجم | احمد گلشیری |
| ناشر | نگاه |
| سال انتشار | 1385 |
| تعداد صفحه | 438 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9789643512965 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.