مجموعه رمانهای راههای آزادی که توسط سارتر نوشته شده است، مانند قالی پرنقش و نگاری است که غرض آن طرح تصویری خلاصه و اجمالی از طرق متعددی است که مردم برای نیل به آزادی بر میگزینند. اما بافت آن به روش و اسلوبهای مختلف و گوناگونی است که سرانجام هم ناتمام مانده است. جلد اول این مجموعه سن عقل و جلد دوم آن تعلیق یا عفو نام دارد که هر دو در سال 1945 منتشر گردیدند. و جلد سوم این مجموعه عذاب روح یا دلمردگی نامیده میشود که در سال 1949 منتشر شد. سرانجام در نوامبر و دسامبر همین سال سارتر دو فصل از جلد چهارم این مجموعه را به نام دوستی عجیب یا مسخره نگاشت که در مجله عصر جدید منتشر شد. ولی بعد اعلام کرد که دیگر قصد ادامه آن را ندارد و بدینگونه اتمام این مجموعه نافرجام ماند.
گزیده ای از کتاب :
حالا صدا واضحتر شنیده میشد. حتماً راه افتاده بودند. از خشم لرزید. دیگر عقلش قد نمیداد و سرش درد گرفته بود. به گنجه نزدیک شد و به نفسنفس افتاد.
آنا پرسید «چهکار میکنی؟»
روی کشو خم شده بود و نفسنفس میزد. کمی بیشتر خم شد و، بیآنکه جوابی دهد، غرولندی کرد.
آنا گفت «این کار را نکن.»
«چی؟»
«نباید این کار را بکنی. بدهش به من.»
میلان برگشت. آنا بلند شده بود و به صندلی تکیه داده بود؛ حالتی منطقی داشت. میلان به شکم او فکر کرد. هفتتیر را دراز کرد به سمتش.
گفت «بسیار خُب. میروم به پرشنیتس تلفن کنم.»
به طبقهٔ همکف رفت و وارد سالن مدرسه شد. پنجرهها را باز کرد و بعد تلفن را برداشت.
«فرمانداری پرشنیتس را برایم بگیرید. الو؟»
وزوز خشک و تابداری در گوش راستش پیچید. گوش چپش صدای آنها را میشنید.
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.