شاهرخ فرزند عصمت مسکوب از رنجی میگوید که تابوتوان زندگی را از او گرفته و سخت در مرداب غم اسیرش کرده است.
او خالصترین احساسات انسانی را که در سوگ مادرش تجربه میکند، از ذهن و قلبش به قلمش میبخشد و مینویسد.
این مجموعه که شامل 50 یادداشت با ذکر روز، ماه و سال است، از 29 بهمن 1342 آغاز و آخرین یادداشت در 7 اسفند 1369 نگاشته شده است. او در آن دورهٔ پر از رنج به این یادداشتها پناه میآورد تا لحظهای آرام گیرد و بار سنگین نبود مادرش را در این خطوط پیاده میکرد
مرگ مادر برای تمامی انسانها تجربهای هولناک و سهمگین است. گویی که از لحظهٔ تولد وجود هر انسانی متصل به مادر است. سوگ مادر برای شاهرخ مسکوب هم مملو از لحظاتی طاقتفرسا بود که در این اثر بهخوبی گستردگی غمش را شاهد خواهیم بود.
او آنقدر رسا و بلند از جزئیات مرگ و درد میگوید که بعد از یک دورهٔ سوگواری با آثار او، غم نهادینه میشود و قلب کمکم میپذیرد.
گفتن و شنیدن از درد و اندوه از بهترین راههای التیام است.
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.