«رویا» (Le Rêve)، شانزدهمین جلد از مجموعهی بیستجلدی روگن-ماکار نوشتهی امیل زولا است که نخستین بار در سال 1888 منتشر شد. این رمان، که در سالهای 1860 تا 1869 جریان دارد، داستانی متفاوت و شاعرانه در میان آثار واقعگرایانهی زولا به شمار میرود؛ روایتی عاشقانه و رویاگونه از آنژلیک، دختری یتیم (متولد 1851) که توسط زوج گلدوز مذهبی، هوبرت و هوبرتین، به فرزندی پذیرفته میشود. آنژلیک، که در کودکی از خانه فرار کرده و در برف کنار کلیسای شهر بومون پیدا شده، شیفتهی داستانهای مقدسین و شهدا – به ویژه سنت آگنس و سنت جورج – است و رویایش این است که همچون باکرگان مقدس، توسط شاهزادهای خوشتیپ نجات یابد و به سعادت ابدی برسد. این رویا زمانی رنگ واقعیت میگیرد که عاشق فلیسین دُوتکور، آخرین بازماندهی خاندانی اشرافی و شوالیهوار در خدمت کلیسا و فرانسه، میشود. اما مونسنور، پدر فلیسین (که پیش از ورود به کلیسا ازدواجی عاشقانه داشته و پس از مرگ همسرش در زایمان، فرزند را دور کرده)، به دلایل شخصی با این پیوند مخالفت میکند. آنژلیک بیمار میشود و در کشمکش میان عشق، ایمان و واقعیت، رمان به اوج میرسد. هرچند ظاهر داستان شبیه قصههای پریان است، زولا با مهارت، مضامین همیشگیاش – تعارض وراثت و محیط، معنویت و نفسانیت، قدرت و ضعف – را در آن جای داده و رویای آنژلیک را به عنوان نیرویی دوگانه میان واقعیت و توهم به تصویر میکشد. خود زولا این اثر را «شعری از اشتیاق» نامیده و در آن بعد شاعرانه و لیریک نبوغ خود را به نمایش گذاشته است.
«خیابان هنوز خوابآلود بود، دراز کشیده در پی جشنهای روز پیشین. ساعت شش نواخته شد. در تاریکیای که بهآرامی آبیرنگ میدرخشید زیر بارش بیوقفه و آرام برف، تنها چیز زنده، سایهی لرزان دختری نهساله بود که زیر طاق ورودی کلیسا پناه گرفته و شب را آنجا گذرانده بود، از سرما میلرزید و هر طور که میتوانست خود را پناه میداد. او با لباسهای کهنه پوشیده شده بود، سرش با شالی پاره پیچیده و پاهایش برهنه در کفشهای سنگین مردانه.»
| نویسنده | امیل زولا |
|---|---|
| مترجم | محمود گودرزی |
| ناشر | افق |
| سال انتشار | 1398 |
| تعداد صفحه | 384 |
| قطع | جیبی |
| شابک | 9786003534865 |
| ژانر | عاشقانه ادبیات کلاسیک |
| نوع جلد | سخت |
| رده سنی | 13 سال به بالا |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.