غلامحسین ساعدی، با نام مستعار گوهر مراد، پزشک، نویسنده و نمایشنامهنویس برجستهٔ ایرانی بود که کنار بهرام بیضایی و اکبر رادی، از پیشگامان ادبیات نمایشی زبان فارسی به شمار میرود. آثار او با نگاهی تیز به مسائل اجتماعی، روانشناختی و سیاسی، عمق دردهای جامعهٔ ایران را کاوش میکنند. بر اساس مجموعهٔ داستان «عزاداران بیل»، فیلم ماندگار «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شد که یکی از نقاط عطف سینمای ایران است.
این کتاب شامل پنج نمایشنامهٔ درخشان از ساعدی است: «از پا نیفتادهها»، «گرگها»، «ننه انسی»، «خانهها را خراب کنید» و «بامها و زیر بامها». برخی از این آثار، به ویژه به کارگردانی جعفر والی، در تلویزیون ایران اجرا شدند و تأثیر عمیقی بر تئاتر معاصر گذاشتند. ساعدی در این نمایشنامهها با زبانی نمادین و پرتنش، به موضوعاتی چون فقر، خرافه، قدرت، ستم و مقاومت انسانی میپردازد و تصویری تلخ اما واقعی از زندگی روستایی و شهری ایران ترسیم میکند.
ساعدی از همان ابتدا گرایشهای سیاسی چپ داشت و به سازمان چریکهای فدایی خلق نزدیک بود. او از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود و در اعتراض به سانسور، همراه دیگر نویسندگان با مقاماتی چون هویدا مذاکره کرد و به آموزگار نامه نوشت، اما بینتیجه ماند. در سال 1356، در شبهای شعر کانون شرکت فعال داشت – رویدادهایی که با حضور نویسندگان و شاعرانی چون سیمین دانشور و شمس آلآحمد همراه بود و بعدها در مجموعهٔ «ده شب» گردآوری شد. پس از انقلاب 1357، ساعدی از راه پاکستان به فرانسه پناهنده شد و در سال 1364 در پاریس درگذشت. او در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
آثار ساعدی همچنان زندهاند و نمایشنامههایش، با عمق روانشناختی و نقد اجتماعی، بخشی جداییناپذیر از تاریخ تئاتر و ادبیات ایران به شمار میروند.
«شخصیت در «گرگها»: ما گرگایم، اما گرگهای این دیار... گرگهایی که از ترس خودشون میلرزن.»
غلامحسین ساعدی، با نام مستعار گوهر مراد، پزشک، نویسنده و نمایشنامهنویس برجستهٔ ایرانی بود که کنار بهرام بیضایی و اکبر رادی، از پیشگامان ادبیات نمایشی زبان فارسی به شمار میرود. آثار او با نگاهی تیز به مسائل اجتماعی، روانشناختی و سیاسی، عمق دردهای جامعهٔ ایران را کاوش میکنند. بر اساس مجموعهٔ داستان «عزاداران بیل»، فیلم ماندگار «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شد که یکی از نقاط عطف سینمای ایران است.
این کتاب شامل پنج نمایشنامهٔ درخشان از ساعدی است: «از پا نیفتادهها»، «گرگها»، «ننه انسی»، «خانهها را خراب کنید» و «بامها و زیر بامها». برخی از این آثار، به ویژه به کارگردانی جعفر والی، در تلویزیون ایران اجرا شدند و تأثیر عمیقی بر تئاتر معاصر گذاشتند. ساعدی در این نمایشنامهها با زبانی نمادین و پرتنش، به موضوعاتی چون فقر، خرافه، قدرت، ستم و مقاومت انسانی میپردازد و تصویری تلخ اما واقعی از زندگی روستایی و شهری ایران ترسیم میکند.
ساعدی از همان ابتدا گرایشهای سیاسی چپ داشت و به سازمان چریکهای فدایی خلق نزدیک بود. او از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود و در اعتراض به سانسور، همراه دیگر نویسندگان با مقاماتی چون هویدا مذاکره کرد و به آموزگار نامه نوشت، اما بینتیجه ماند. در سال 1356، در شبهای شعر کانون شرکت فعال داشت – رویدادهایی که با حضور نویسندگان و شاعرانی چون سیمین دانشور و شمس آلآحمد همراه بود و بعدها در مجموعهٔ «ده شب» گردآوری شد. پس از انقلاب 1357، ساعدی از راه پاکستان به فرانسه پناهنده شد و در سال 1364 در پاریس درگذشت. او در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
آثار ساعدی همچنان زندهاند و نمایشنامههایش، با عمق روانشناختی و نقد اجتماعی، بخشی جداییناپذیر از تاریخ تئاتر و ادبیات ایران به شمار میروند.
«شخصیت در «گرگها»: ما گرگایم، اما گرگهای این دیار... گرگهایی که از ترس خودشون میلرزن.»
| نویسنده | غلامحسین ساعدی |
|---|---|
| ناشر | نگاه |
| سال انتشار | 1401 |
| تعداد صفحه | 148 |
| قطع | رقعی |
| شابک | 9786003762862 |
| نوع جلد | نرم |
هنوز هیچ نظری برای این محصول ثبت نشده است.